ایده:
اصغر فرهادی یجا درباره ایدههای فیلماش گفته که؛ “ساخت یک ایده بستگی به عمق آن در ذهن شما دارد. ایدهای را که سالها در ذهن شما وجود دارد و هیچ گاه فراموش نمیکنید، باید ساخت. من برای «درباره الی» ایدهای نداشتم بلکه تنها عکسی داشتم از فردی که در غروب کنار دریا ایستاده است و انگار کسی از نزدیکانش در دریا غرق شده و او منتظره. این عکس از ۲۲ سالگی همراه من بود و در ۳۶ سالگی توانستم آن را بسازم. این عکس آنقدر در ذهنم ماند که فکر کردم چیزی دارد که باید آن را بسازم.”
واقعیتش اینهکه ما حمال خاطراتیم. حمال تصاویر و عطرها و ماجراها. بعضی آدمها مثل همین عکسِ تو ذهن و شایدم توی جیبِ اصغر فرهادی سالها توی ذهن ما هستن و باهاشون تو رویاهای خودمون زندگی میکنیم. بدون اینکه کسی یا حتی خود صاحب اون تصویر در جریان باشه. بالاخره باید یجایی این عکس یا پاره شه یا تبدیل به واقعیت شه وگرنه ذره ذره وزن پیدا میکنه و اینقد سنگین میشه که دیگه نمیذاره حرکت کنیم، مثل یه کوه یخی که توی جیب یا ذهنمون حملش میکنیم مثل ذرات شن که یه دفعه میبینی وجودتو گرفته و نمیتونی حرکت کنی


دیدگاهتان را بنویسید