این اثر جذاب از تصویرساز سوییسی Stephan Schmitz رو که دیدم، یاد شعر فروغ فرخزاد افتادم
کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم
برگهای آرزوهایم یکایک زرد میشد
آفتاب دیدگانم زرد میشد
آسمان سینه ام پر درد میشد
ناگهان طوفان اندوهی بهجانم چنگ میزد
اشکهایم همچو باران
دامنم را رنگ میزد
وه چه زیبا بود پاییز بودم
وحشی و پرشور و رنگآمیز بودم
شاعری در چشم من میخواند شعری آسمانی
در کنار قلب عاشق شعله میزد
در شرار آتش دردی نهانی
نغمۀ من
همچو آوای نسیم پرشکسته
عطر غم میریخت بر دلهای خسته
پیش رویم
چهرۀ تلخ زمستان جوانی
پشت سر
آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینهام منزلگاه اندوه و درد و بدگمانی
کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز بودم
شعرومتن تصویرسازی


دیدگاهتان را بنویسید